golbarg (door az deyar) - homayra lyrics
Loading...
دکلمه گوینده:
اونقدر درد درون را در دل خود ریختم
تا که خود با درد هستی سوز خود آمیختم
تا جدا ماند منِ در من ز هر بیگانه
از تو هم ای عشق بی فرجام من بگریختم
برگ زردی بودم و در تو باد حادثات
بر تن هر شاخه ی بی ریشه ای آویختم
دکلمه ی خواننده:
با دل روشن در این ظلمت سرا افتاده ام
نور مهتابم
نور مهتابم که در ویرانهها افتادهام
سایه پرورد
سایه پرورد بهشتم از چه گشتم صید خاک ؟
تیره بختی بین
تیره بختی بین کجا بودم کجا افتادهام؟
تا کجا راحت پذیرم یا کجا یابم قرار ؟
برگ خشکم در کف باد صبا افتادهام
بر من ای صاحبدلان رحمی که از غم های عشق
بر من ای صاحبدلان رحمی که از غم های عشق
تا جدا افتادهام از دل جدا افتادهام
تا جدا افتادهام از دل جدا افتادهام
Random Song Lyrics :
- sabrina's playground - levi carter lyrics
- unholy - fave christian lyrics
- what she's done unto others - grant johnson (country) lyrics
- broken love hotel - daniel sidoruk lyrics
- fazendinha - aline barros lyrics
- june - roger quilter lyrics
- интрига - danrai lyrics
- ka di terra soa - elizaveta lyrics
- it’s my birthday - apex.yota lyrics
- addicted to you (radio remix) - levert lyrics